و سلام....و درود
اميدوارم كه تمام عزيزان در سلامت كامل باشند. نميدانم چرا ولي گاهي بايد رفت. بايد سكوت كرد.بايد نوشت و پاره كرد . بايد كنار پنجره يا در امتداد يك رود به انتظار نشست.
نميدانم كي اما روزي باز نوشته هايم را پاره نميكنم و كلامم را با شما تقسيم خواهم كرد.
كاش بهار خام باز به سوي زمستان پير حركت كند.
نميدانم چرا ؟
نميدانم كجا؟
نميدانم كي؟
اما تمام فصول سال را خواهم نشست
تمام دختركان را
و تمام پسر بچه هاي دبستاني را
تمام مادران و ....
گاه نبايد گفت و نبايد نشاند نبض رود را بر ليواني بلورين كه ليوان گنجايش رود را ندارد. ليوان را به حد ليوان بايد سيراب كرد و در يا را به وسعت مهر.
كاش دريا بوديم
كاش دريا بود!
اگر دريا بود بلور ليوانش ترك نمي خورد
ديگر بايد بروم و اين آخرين را به تمام مهربانان تقديم كنم و اين آخرين را با خود تكرار كنم
دوستان خداحافظ...!
(پ-البرز)


