باز طوفان شد
چه بد مستي ميكند اين لجام گسيخته
انگار نه انگار كه درختان هم مي فهمند
ميفهمند از بهار تنها نامي مانده
بدنام شد اين بهار
آخر بهار را چه به تازيانه زدن
بر درختاني كه سرودش را خواندند
چه بد مستي ميكند اين لجام گسيخته ي سركش
به چه مينازد ؟ هيچ!
به بار سكوت درختان
مگر نميداند...
سرود درختان با طوفان صد چندان مي شود؟
بيش از ظرفيتش خورده به كه مي تازد.....؟
بيدارش كنيد
(پ-البرز)
اثر فوق تحت تاثير ترانه اي از استاد شمس لنگرودي سروده شده و تقديم به ايشان است.

بهار آمد و چشمم به شاخه ها گره خورد
شكوفه ها همه در انتظار بارانند
وباد مي آيد
كسي كنار درختان حماسه مي سازد
سرودي از سر عشق
ترانه ام همه تقديم چشم پاكت باد
(پ-البرز)



