تبليغاتX
مرگ بلبل

Image hosted by allyoucanupload.com

کاش می شد گل یک باغچه را

با تبسم آب داد

                میوه ای را بوسید

عشق را در طرف دیگر یک رود عریض

به دل یاس رساند

بهار یادت هست؟

شکوفه یادت هست؟

دوستش داشته باش

تا شقایق بزند بوسه به چشمان نسیم

بوسه باران مرا هم بپذیر......

                    (پ-البرز)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت   توسط پ-البرز  | 


با سلام

از من خواسته شد تا بهترین کامنت را انتخاب کنم... خیلی سخت و دشوار است انتخاب یادگاری

کسانی که بر دلت نقش خاطره می زنند و محبتشان را چه با انتقاد و چه با تعریف به تو هدیه می کنند

 پس اینبار شما در انتخاب شریک من باشید ....

لطفا" کامنت ها را مطالعه کرده و رای خود را ثبت نمایید

                           با سپاس  (پ-البرز)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط پ-البرز  | 


گاه مي انديشم

 

قدرت عشق به پهناي كدامين دريا

 

به بلنداي كدامين كوه است

 

يا به پاكي كدامين لبخند

 

ماه از بهر كدامين معشوق

 

از هلالي نازك به تكامل برسد

 

يا زمستان به بهار

 

گاه مي انديشم

 

سينه از بهر چه كس در تپش است

 

باد  از بهر كدامين لبخند

 

كوه از عشق كدامين فرهاد

 

دشت از روي كدامين فرياد

 

 

شور عشقي كه به چشمان ترست

 

عشق را مي فهمد

 

صافي آينه را مي فهمد

 

ماه را مي فهمد

 

 

گاه انديشه كنان

 

در پي عشق به دنبال بهار

 

 يا شبي در پي ماه

 

هرچه باشد زيباست

 

سخن عشق به آيينه , به باد

 

سخن دل به بهار

 

 

(پ-البرز)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت   توسط پ-البرز  | 


اين دوردستها كه نشان از نگار نيست

 

قلبم شكست و رفت

 

باران دشنه برجگر خسته جست و رفت

 

اي گلبهار من

 

تيغي كه ساقه ات به دلم زد به ناز بود

 

ناز نگاه مست تو در من نشست و رفت

 

با ابر و باد و ماه به غربت  كنم سخن

 

ماه از حضور ابر به  دريا  نشست و رفت

 

باران اشك و آه من از كوه و دشت پرس

 

اين سينه جاي توست

 

فرهاد در پي غم شيرين شكست و رفت

 

حلاج وار خانه ي رندان خراب كن

 

عاشق, ثواب كن

 

در قلب من نشست و ز چشمم گذشت و رفت

 

                                              (پ- البرز)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت   توسط پ-البرز  | 


گل من

فصل تنهایی و در قاب- رخت

تا به درگاه نگاهت با شوق 

اشکی و لبخندی

همه از شوق نگاهت با عشق 

چه غریب است وچه زیبا این شهر

بوسه باران مرا

تا نهایت بپذیر

ساده از جاده گذر خواهم کرد

گل من

سینه از شوق تو پر حادثه شد

باغ از شوق تو گل

دشت گل- نام تو گل

حیف..... جایت خالیست

                    (پ-البرز)

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت   توسط پ-البرز  | 


بوی باران در شهر

عطر نرگس در باغ

خنده ی عشق و صدای تو و باد

پاک باید نگریست

به علفها و به  در گاه محبت و بهار

اوج پرواز رسیدن به خداست

پر پرواز شما سینه ی ماست

زندگی مال شماست

 

                                     (پ-البرز)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت   توسط پ-البرز  | 


" فرقی نمی کند گودال آب کوچک باشی یا دریای بی کران

شفاف باشی آسمان در توست"

 

از طرف عزیزی رسید و بر دل نشست گذاشتم تا عزیزان بخوانند

هرچند نمی دانم این سخن از کیست......

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت   توسط پ-البرز  | 


نگاه کن به ستاره

          نگاه کن به بهار

به عشق در دل گل یا به آب در دل خاک

ستاره های شب از چلچراغ می گویند

                به ناز چشم تمام پرنده ها به نیاز

چه پاک بود و چه ناب

چه صاف بود و چه عاشق

چه سینه ای پر مهر

        خزان و کلبه ی چوبی و قاب بر دیوار

چه برگ ریزانیست

بسان اشک که از شوق مادری جاریست

سرشک چشم درختان در انتظار بهار

 

نگاه کن به ستاره 

بخواب و در خوابت

ببین که جام می از شور عشق لرزانست

ببین که سرخی لبهای لاله از شوق است

ببین که برگ درختان و ریزش از سر عشق...

                      شکوه عشق درختان به برگ ریزان است

 

                         ( پ-البرز )

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت   توسط پ-البرز  | 


در اين شب سياه
 
در اين سكوت مبهم و در اين غبار راه
 
من ياس و داس را
 
برهاني از تبسم و لبخند ديده ام
 
اي ابر پاكزاد
 
باران بزن ببار - بر كوه و كوهساربر دشت ومرغزار
 
آري بشوي صورت چركين اين زمان
 
برقي بزن چو آتش دلهاي خستگان
 
رعدي بزن چو آه دل دلشكستگان
 
باران بزن ببار
 
                                              پ - البرز
 
ياس و داس نام كتابيست تاليف فرج سركوهي
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت   توسط پ-البرز  |