منم كه مست تو تنها ترين سرود شبم
بهانه نيست مرا
تو نازنين - تو گل زعفران سينه ي خاك
منم كه خاك توام
رويشت مباركباد
(پ-البرز)
گنجشكها سلام
امروز بلبلي به لب بام من نشست
در انتظار كوچ پرستو نشسته بود
دستي به شانه اش نزدم شانه اش وليك
لرزان و خسته بود
قلبم اگر مجال دهد- از براي او
خورشيد را به خانه ي بلبل دهم به مهر
خورشيد گرم و پاك
خورشيد هم اگر نكند ياريم به دست
من ماه را مي زنم آتش به خواب مست
(پ-البرز) ۳۱/۱/۸۷ ۲۳:۱۵ مهرابادتهران
باز طوفان شد
چه بد مستي ميكند اين لجام گسيخته
انگار نه انگار كه درختان هم مي فهمند
ميفهمند از بهار تنها نامي مانده
بدنام شد اين بهار
آخر بهار را چه به تازيانه زدن
بر درختاني كه سرودش را خواندند
چه بد مستي ميكند اين لجام گسيخته ي سركش
به چه مينازد ؟ هيچ!
به بار سكوت درختان
مگر نميداند...
سرود درختان با طوفان صد چندان مي شود؟
بيش از ظرفيتش خورده به كه مي تازد.....؟
بيدارش كنيد
(پ-البرز)
اثر فوق تحت تاثير ترانه اي از استاد شمس لنگرودي سروده شده و تقديم به ايشان است.


